journey to nowhere

«سفر به هیچ جا»
اشعار کسل کننده

اختری – جهان از ارواح، که هرگز مردم به دستور معمار Metakosmos بزرگ تبدیل خواهد شد.

روحان هیچ روح. بنابراین، آنها نمی توانند، چه می تواند توسط انسان فانی به دست آورد. بنابراین، ارواح در جهان اختری خود را به طور مداوم برای روح انسانی را از دست شکار، انباشته و آنها را در جایگاه ویژه (سیاه چاله سحر و جادو)، به استفاده از چیزی است که به روح انسان است. با توجه به قوانین از شکار انرژی روح از دست رفته انسان تنها می تواند توسط روح انسان به آنها نام خود را به استفاده از. در عوض، روح مایل به کمک به یک فرد برای به دست آوردن هر آنچه که او می خواهد در زندگی زمینی است.

برای دعوت انسان به روح جهان اختری استفاده از یک ملودی منحصر به فرد. (دعوت – اپوس # 1)

در قرون وسطی شهر مدیترانه ای یتیم پسر جوان دوازده ملاقات روح اختری نگهبان (جادوگر – اپوس 2 #)، که او را دعوت به سوار کشتی (کشتی از سرزمین دور – اپوس 3 #)، که او را به رویای خود را از یک دنیای بهتر. برای پسر انتخاب قطعی و بدیهی است. (Drifter – اپوس شماره 4)

N.B.

برای روح از دست رفته جستجو در روح زمین یک منظور خاص. روح نگهبان (جادوگر) به عنوان یک پیرمرد ثروتمند و اعتماد به طور مداوم به دنبال روح است که بی قراری زندگی زمینی و دعوت نگاه خود را به هیئت مدیره کشتی (کشتی اختری) به یک کشور دور، که در آن می توان پیدا کردن آنچه او آرزو .

در همان زمان، روح نگهبان از مسافری از شرایط چنین اطلاع نیست “مهربانی.” نیروهای هیچ کس در سفر به زور بروید. به طور داوطلبانه این انتخاب فردی که نیاز به درک که فقط چیزی اتفاق می افتد به صورت رایگان و دیر یا زود، اما برای همه چیز باید به پرداخت چیزی.

اما قهرمان ما – فقط یک پسر تنها، عشق به پدر و مادر و کسانی که محروم نمی هر چیزی را در این زندگی به جز خشم ظالم و فقر بی پایان را ببینید …

در کشتی (افسانه “پرواز هلندی”)، کاپیتان خواستار پسر “Drifter” و با او میره به جزیره مه (جزیره مه – اپوس 4 #)، که جادوگر در مورد صحبت کرده بود. به محض این که بوم مجموعه ای کشتی، Drifter متوجه شده، که ستارگان در آسمان منجمد، و کشتی، هر چند، آن را نقل مکان با بادبان باد متوقف تشریح آب است. این کشتی نمی تواند به هر ساحل چوب، به جز یک جزیره – جزیره مه. – بندر جهان اختری.

این بار همه ارواح، شادی که قربانی بعدی خود را در این راه شادی آواز آهنگ خود را مورد علاقه (شمع سیاه والتز – اپوس 6 #). شمع سیاه روشن توسط یک جرقه هنگامی که کشیش بزرگ اختری کاهش زمان برای مسافر انسان قادر به دیدن و احساس جهان است که در آن او خواهد خود را پیدا کنید.

هنگامی که سفر آغاز شد، ارواح فورا در مورد آن را می دانم و آماده سازی برای دیدار با روح از دست رفته در جهان خود را. (ارواح مارش – اپوس شماره 7)

drifter در این جزیره فرود آمد، کاپیتان وعده به بازگشت برای او در یک سال و او را نشان می دهد راه را برای جادویی خوب است که می تواند به سؤالات پاسخ (خوب آرزو – اپوس 8 #). Drifter پیدا کردن خوب و اشاره به آن را با سوال خود را. خوب به او می گوید که “که در آن زمان اجرا می شود هیچ کس نمی داند”، اما نشان می دهد که پاسخ ممکن است در شهر سایه ها یافت می شود، که منجر به جاده از سحر و جادو کریستال شن و ماسه.

خوب نیز به شدت هشدار می دهد drifter که در هر صورت او باید نام خود را به هیچ کس نگویید. و به عنوان یک راهنما برای drifter در اجرا خود را یک سایه که آن را در راه به آن شهرستان اشاره وجود دارد. با استفاده از این در ذهن، Drifter سرگردان شد از طریق جاده آینه به دنبال یک سایه.

در تاریکی شهر سایه ها که می بیند بسیاری از خانه ها، اما آنها پنجره ها و یا درب (شهر سایه ها – اپوس 9 #) ندارد. هیچ کس به صحبت می کنید، هیچ کس به درخواست.

پس از گذشت بیش از بی فایده برای او شهر سایه ها (بلند مدت – اپوس 10)، و در ادامه به دنبال راه از شن و ماسه سحر و جادو آینه (راه تاریک – اپوس 11) Drifter ملاقات یک نوع واقعی از روح – لپرکان. (لپرکان – اپوس # 12 (اشعار ایتالیایی) .Leprechaun ارائه می دهد کمک به Drifter، اما متوجه بیهودگی تلاش خود را برای پیدا کردن نام یک شخص است، toddling دور، absentmindedly ترک چشم او – یک توپ کریستال و نقشه جزیره کشور (زمین خلوتگاه)، محاط بر روی پوست از یک مار زنگی (مار زنگی پوست نقشه).

مشابه را به یک توپ، Drifter می بیند قلعه عاج نا آشنا و شگفت انگیز (معبد رستاخیز – اپوس # 13) و در ادامه راه او. (جهان جنون – اپوس # 14) به زودی او در دیدار یک عنکبوت بیوه سیاه بزرگ. (سیاه و سفید آریا بیوه – اپوس # 15) عنکبوتی او داستان سفر خود می گوید، ارائه می دهد و به او در ازای نام خود را (عنکبوتی – اپوس # 16) کمک کند.

Drifter یاد می آورد که با آرزوی خوب صحبت شده بود (با غریبه ها حرف نمی امشب – اپوس # 17) و در سکوت با عنکبوت از هم جدا، ادامه مسیر خود را با نقشه لپرکان به شهر های مرگبار، که در آن او مطمئن است که معبد رستاخیز او است – برخی از محل، که در آن همه چیز باید انجام شود.

عبور ترشرویی مرده شهر (شهر مرگبار – اپوس 18 #)، تحت آواز جدی از ارواح، در مرکز شهر او قلعه بر روی تپه های دور، دقیقا همان است که او توپ کریستال نشان می بیند.

روح سه چشم – ارواح شکار و آواز خواندن یک آهنگ در مورد یک شهر مرگبار و ملکه خود را ادامه خواهد داد. آنها تعجب که چرا روح انسان سرکش نمی را به جهان خود را از صلح و عظمت، که همه چیز شما را برای جاودانگی و نیاز به شادی دارند. تکنواز در گروه کر ملکه ارواح است. او چشم سوم او، که اجازه می دهد تا ببینید که چه نه ارواح قدردانی، و نه انسان و نه می توانید ببینید. (چشم سوم – اپوس # 19)

Drifter به سمت قلعه به کارگردانی، اما به طور ناگهانی او شنیده نام او. او را دور می زنند و می بیند زیبایی عجیب و غریب از زن سه چشم – ملکه جهان اختری. چشم خود را به صورت او چسبانده شدند. او با ترس فلج شده، اما چشم خود را مصرف نمی کردن او، نه گفتن یک کلمه، او می رود به آرامی با یک احساس عجیب و غریب خنک کننده از پوچی درون او.

در خارج از Drifter شهرستان می یابد کلیسای کوچک قدیمی با یک آینه ترک خورده. او وحشتناکی را شگفت زده هنگامی که در آینه او بازتابی از یک مرد بسیار قدیمی می بیند.

در این لحظه او را درک کنند، که او قلب خود را احساس نمی کنند. این ضربان قلب نیست. هیچ قلبی در همه وجود دارد. (او به سرقت برده قلب من دور – اپوس # 20)

Drifter بی عاطفه همچنان راه خود را، و به دنبال نزدیک شدن به قلعه، می شنود صدای خوب، که به او می گوید چه خبر است. (مونولوگ – اپوس # 21) او متوجه می شود که قلعه، که او را می بیند قطعا معبد سرنوشت خود است.

N.B.

قلعه از عاج (یا قلعه عاج) – نه تنها یک پناهگاه ارواح جایی که آنها در حال رفتن به غارت. این مکان که متعلق به هر کس که در خیال اندیش است. بنابراین، هر کسی می تواند خود را به یک استاد از آن اعلام کنند. برای انسان این قلعه آخرین نقطه سفر بود. هیچ کس قبل از این محل می تواند برسد. Drifter به نام او نامیده می شود هنوز رتبهدهی نشده است، در نتیجه، او باید انتخاب خود و گذشته خود را در این قلعه را.

بنابراین، برای قهرمان ما به نظر می رسد این مکان به مانند قلعه از سرنوشت او باشد. در داخل، این قلعه دارای بسیاری از آینه، اجازه می دهد هر کس برای پیاده سازی انتخاب شده علت اصلی ظاهر خود را در جهان به او داده شده است. برای آن است که کاملا به اندازه کافی فقط به آینه مناسب را وارد کنید و بلافاصله انتخاب شده است اجرا می باشد. پشت هر آینه واقعیت دیگر در انتظار برای کسی است که از آن می گذرد. برای Drifter می تواند این تنوع از گزینه های را ببینید – آینه، ملکه چشم سوم به او. در غیر این صورت، همه احساس سرمایه گذاری سفر از دست داده خواهد شد.

Drifter باید انتخاب برتر خود را. اما ارواح آوردن Drifter در مکان خود و برای themself موفق باشید درآمد نیست، به عنوان آخرین چاره، آنها آماده را به روح از دست رفته خود را با قوانین خود هستند – که در آینه او خواهد شد، به آنچه که روح به انرژی تعلق خود برای همیشه روح از دست داد.

ورود به قلعه، Drifter خاکستری با موهای می بیند، که در داخل همه دکوراسیون داخلی و معماری آن به نظر می رسد مانند یک میلیاردها آینه. گرفتن در مرکز سالن، از او خواست که قلعه را به او نشان دهد منتخب جهان توسط جادوگر به او وعده داده شده بود.

پس از اولین کلمات خود را، دیوار آینه از معبد شروع به کوچک شدن در اطراف او، و در هر آینه او را دیدم تنها روح، که او را در راه خود را ملاقات کرد، بلکه بسیاری دیگر از موجودات اختری. درک موقعیت خود، می بیند به طور ناگهانی Drifter یک توپ کریستال های کوچک، که در یک قاب آینه نقره ای روشن کوچک منعکس شده است. در اوج ناامیدی، با چشمانی بسته، او را به آن مراحل ….

لحظه بعد احساس ضربان قلب او، و چشم خود را باز کرد، Drifter خود را در همان محل که در آن او شروع به سفر از جان گذشته خود را و در فاصله را می بیند، ناپدید شدن در اشعه خورشید، شبح از یک کشتی از ارواح. (این قلعه عاج – اپوس # 22)

در اوایل صبح او را به شهر خود آمد. برای همه او هیچ کس دیگر، اما تنها یک مرد با موهای خاکستری toddled بود. Drifter بسیار شگفت زده است که او همه چیز را به یاد بود، اما دوستان و همسایگان خود او را تشخیص نمی دهند. او هنوز نمی دانند که برای مردم شهر خود تنها یک شب را تنها با گذشت …

در همین حال، جامعه تلخ فریب از ارواح به او یادآوری می کند که این معامله است کامل نیست. آنها اعلام کرد که او به آنچه او بدهکار بود (چشم سوم)، اما آنها به هیچ آنچه که او باید آنها را به جای (نام او). (درس های سرنوشت جلد 1 (ارواح مشاهده) – اپوس # 23)

در ادامه در مورد آنچه اتفاق افتاده است به او فکر می کنم، پیرمرد به خانه اش باز می گردد و متوجه می شود که در حال حاضر او را درک واقعیت های چشم سوم، دریافت در اختری. (. درس های سرنوشت جلد 2 (نمایش Drifter) – اپوس # 24) او در حال حاضر می توانید ببینید چه انسان معمولی نیست می توانید ببینید.

بد گویی کردن ناگهانی در درب قطع فکر پیرمرد. (- اپوس # 25 Cascawella) در آستانه او یک زن زیبا و جوان را می بیند. اختری ملکه وارد در جهان انسان، به نام Drifter به عنوان برده از تاریکی را، که قلب خود را در یک جهان دور از ارواح باقی مانده است. پس از کلمات او، او را به یک مار زنگی بزرگ سفید تبدیل می شود و می خزد دور.

او همچنین گفت که Drifter در هر زندگی انسان می تواند بسیاری از چیزهایی که می توان تغییر، از جمله نام وجود دارد، اما با قلب خود در حال تغییر نیست، یک فرد می تواند زندگی خود را تغییر دهید.

این مار غول crawled دور است، اما او را ترک صلیب شکسته نقره کوچک، اشاره، که با کمک آن، می توانید به Drifter به دنیای اختری، برای تکمیل معامله ناتمام با او. (مار زنگی – اپوس # 26)

…………

ترکیب نهایی سمفونیک (وداع راه رفتن – اپوس # 27) زد و خورد است و آن را نمادی از حافظه یک مرد، که همه چیز را که اتفاق افتاده است به او، او باید قبل از بازگشت به پیدا کردن و بازگشت را قلب خود را از یک جهان غم انگیز اختری یاد می آورد.

…………..

Frank Whip

Frank Whip

“من دیما برای اولین بار در اواخر دهه نود در مسکو دیدار کرد و ما فورا آن ضربه و به سرعت تبدیل شد دوستان خوب. او یکی از دو افسر از وزارت 9 کا گ ب که در تاریخ بخش با دکمه سر دست از ارائه شد رئیس جمهور آمریکا، دیما رئیس انجمن روسیه از محافظان است و از من خواست برای پیوستن به سازمان برای کمک به توسعه روابط بین المللی است که من به شرایط مفتخر شد، او قرارداد کار با بزرگترین شرکت های جهان در حفاظت شخصی بود.

فعالیت های مشترک ما به اوج خود رسید در ایجاد “باشگاه محافظ بین المللی خاکستری سایه” را برای کمک به مردم مشکلات جلوگیری به آنها یک پلت فرم به بحث در مورد امنیت با کارشناسان.

و هنگامی که او از من خواست برای ویرایش متن چند آهنگ من فقط خیلی خوشحال به ملزم بود. حتی بیشتر از آن من با کیفیت از متون خود را شگفت زده شده است. آنها واژه های انگلیسی با حس روسیه بودند و هر یک از آنها را مانند نوعی از افسانه بود، اما به یک معنا آنها بخشی از یک کل بود.

در پایان سال 2013 تمامی متون برای “سفر به هیچ جا”، اصلاح شد همراه با اشعار موسیقی. گروه نام خود را از محافظان باشگاه کردم.

من مطمئن هستم که بچه ها به دست آورد صدای منحصر به فرد هستم. من آن را اپرای مدرن تماس بگیرید، اما آنها را از آن فانتزی در نظر بگیرند. آنچه در آن است واقعا – شما باید به خودتان قضاوت

Frank Whip

رئیس جمهور از “باشگاه محافظ بین المللی خاکستری سایه را”